مزایا و کاربردهای «تفکیکِ دغدغه‌ها» :: چم به معنای رود

چم به معنای رود

برای دوستِ خوبم، با همه نقص‌هام

مزایا و کاربردهای «تفکیکِ دغدغه‌ها»

یه مدت پیش پست «تفکیکِ دغدغه‌ها» رو نوشتم و کلیتِ داستان رو توضیح دادم. حالا توی این پست می‌خوام یه مثال بزنم از کاربردِ این اصل توی زندگیامون.

خب، گاهی یه نیازها و مشکلاتی برای ما آدما پیش می‌آد و بعدش تصمیم می‌گیریم که یه سری کارهایی رو برای حلشون انجام بدیم. مثل من «نیاز به پول» دارم. خب راهِ حل معمول و منطقی و ساده‌اش اینه که می‌رم کار می‌کنم.

حالا، من «نیاز به دوست» هم دارم. خب، راه حل‌های زیادی داره، یکیش اینه که نگاه می‌کنم ببینم علایق و سلایقم چیه، می‌ریم توی جمع‌ها و محیط‌هایی که آدمایی با اون علایق و سلایق توش هستن و سعی می‌کنم کم‌کم باهاشون ارتباط بگیرم و می‌تونم امیدوارم باشم که از این ارتباطات دوستی‌هایی ساخته بشه.

من «نیاز عاطفی» دارم، فکر می‌کنم درستش اینه که به واسطه‌ی ارتباط سالم و پویا با خانواده، دوستان و پارتنر این نیاز رو برطرف کنم.

همچنین من «نیاز به معنا» هم دارم. خب، احتمالا بی‌نهایت راه برای رفعش وجود داره. فکر می‌کنم هر کار کوچیک و بزرگی که انجام می‌دیم اگه جهت داشته باشه می‌تونه بهمون کمک کنه تا زندگی معناداری داشته باشیم، از کاری که می‌کنیم گرفته تا جاهایی که می‌ریم و فعالیت‌هامون توی اوقات فراغت و نحوه‌ی ارتباطمون با آدمای آشنا و غریبه.

 

خب، فکر کنم تا این‌جای داستان رو همگی قبول داریم. تا این‌جا ساختارمند فکر کردیم و اصل «تفکیک دغدغه‌ها» هم گوشه‌ی ذهنمون بود و برای هر دغدغه‌ای، یه راه‌حلِ جدا و مستقل پیدا کردیم. ولی ولی ولی اتفاقی که در حقیقت برای خیلیامون می‌افته، چیه؟ می‌خوایم «نیاز به پول و دوست و عاطفه و معنا» رو، همه رو با همدیگه با «کار» حل بکنیم! شاید مثال ملموس‌ترش برای شما، این باشه که می‌خوایم «نیاز به دوست و عاطفه و معنا» رو با «دانشگاه» یا شاید «مدرسه» یا حل بکنیم. خب این نمی‌شه، جواب نیستش. کار غیراصولی‌ایه و احتمالا نتیجه‌ای که می‌گیریم رضایت‌بخش نخواهد بود.

 

به نظرم اگه مطلب رو همین‌جا ببیندم هم، همه‌ی گفتنی‌هام رو گفتم، ولی یه ذره مثالم رو بیشتر توضیح می‌دم. مثلا فرض کنید من تلاش واقعی و فکرشده‌ای نکرده‌م برای این که دوست‌های خوبی پیدا بکنم، رابطه‌ی خوبی بسازم یا ارتباطم با خانواده رو اصلاح کنم یا زندگی‌ام رو معنادار بکنم، صرفا همیشه خودم رو سپردم به جریان زندگی و باهاش جلو رفتم. حالا من در طول زندگی، می‌رم دانشگاه و همه‌اش ناراحتم که دوست خوب و نزدیک و صمیمی‌ای ندارم چون نمی‌تونم فاز بچه‌های دانشگاه رو بگیرم، همچنین معنی زندگیم رو گره زده‌م به دانشگاه و مدرک و نمره‌هام. چی می‌شه؟ کافیه به چهارتا استاد سختگیر بخورم یا یه روز ببینم درس‌های دانشگاه به من و مسیر زندگیم و آینده‌ام کمکی نمی‌کنه یا یه ترم به مشکل شخصی بخورم یا حالا به هردلیلی بهم فشار تحصیلی وارد بشه و نهایتا نمره‌هام افت بکنه. چی می‌شه؟ اصلا معنای زندگیم می‌ره زیر سوال! احساس می‌کنم پوچ و به‌دردنخورم و دیگه دلم می‌خواد بمیرم.

بعدش بزرگتر می‌شم و خوش‌شانسم و مشغول به کار می‌شم. دوباره فازم خیلی به فاز همکارهام نمی‌خوره، ولی کمبود دوستی و رفاقت دارم، دلم می‌خواد یکی باشه که آهنگی رو گوش می‌ده که منم گوش می‌دم، نتیجه؟ شروع می‌کنم به تظاهر کردن و چرت و پرتایی رو گوش می‌دم که هیچ‌وقت دلم نمی‌خواسته گوش بدم، یا خودم کم‌کم عوض می‌شم و می‌شم کسی که دلم نمی‌خواسته بشم، یا این که زیر بار این تظاهر عذاب می‌کشم و وسط جمع هم احساس تنهایی می‌کنم. بعدش زیاد از حد کار می‌کنم، چون معنا و ارزشم رو گره زده‌م به این کار و فکر می‌کنم که این‌طوری آدم آٰزشمندتری هستم و زندگیِ معنادارتری دارم. پس‌فردا متوجه می‌شم که شرکت خیلی حقوق کمی بهم می‌ده و شرایط نامناسبی داره، باید سعی کنم برم یه جای دیگه کار بکنم ولی نمی‌رم،‌ چون وابسته شدم به این‌جا و دوستش دارم، bullshit هایی از این دست که «ما این‌جا یک خانواده‌ایم» و این مزخرفات.

خب؟ خیلی عالیه که همکار یا هم‌دانشگاهی‌ای داشته باشی که هم‌فازین و با هم رفاقت کنین، خیلی عالیه که شغلت معنادار باشه و بهت کمک بکنه که زندگیت ارزشمندتر بشه، ولی فکر می‌کنم که باید پذیرفت که الزامی برای هیچ‌کدوم وجود نداره، الزاما شانسی براشون ندارم و اگه یکیش برقرار نبود ما نباید  دچار مشکل بشیم، مثلا اگه همکارام باهام هم‌فاز نبودن من نباید دچار کمبود دوست بشم،‌ باید نیاز به دوست رو به روشِ عاقلانه و مستقلِ خودش حل بکنم.

شنبه ۲۵ فروردين ۰۳ , ۱۵:۲۰ mitsuri ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌

ممنون بابت این. <:

خواهش می‌کنم. D:

دقیقا همین چیزی که شیما گفت :)

ای بابا خجالتمون ندین. :دی

عنوان "چیزی که نیاز داشتم این روزا بشنوم"

میشه گفت ۹۹٪ درصد مردم نیاز دارند اینو بشنوند...

امیدوارم این نیازِ مردم مرتفع بشه. ممنونم. :"
کاربران بیان میتوانند بدون نیاز به تأیید، نظرات خود را ارسال کنند.
اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید لطفا ابتدا وارد شوید، در غیر این صورت می توانید ثبت نام کنید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
Designed By Erfan Powered by Bayan